کبوتر پسر داييم، خیلی به حیوونا علاقه داره و دوست داره همه ی حيوونا رو داشته باشه
کبوتر پسر داييم، خیلی به حیوونا علاقه داره و دوست داره همه ی حيوونا رو داشته باشه

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،
نه به اين آبي آرام بلند،
نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،
نه به اين خلوت خاموش کبوترها،
من به اين جمله نمي انديشم.
من مناجات درختان را هنگام سحر،
رقص عطر گل يخ را با باد،
نفس پاک شقايق را در سينه کوه،
صحبت چلچله ها را با صبح،
نبض پاينده هستي را در گندم زار،
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،
همه را مي شنوم؛ مي بينم.
من به اين جمله نمي انديشم.
به تو مي انديشم.
اي سرپا همه خوبي!
تک و تنها به تو مي انديشم.
برای خواندن شعر کامل به ادامه مطلب برويد

اینجا دانشگاه مازندرانه، دانشگاه ما
جایی که من سخت تلاش می کنم تا واحدامو پاس کنم
یه شعر طنز درباره دانشجو در ادامه مطلب هست اگه دوست داشتید بخونيد

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی…
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند…
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز

توضیح:گتسبی بزرگ رمانی است به قلم نویسنده آمریکایی اف. اسکات فیتزجرالد که برای اولین بار در ۱۰ آوریل ۱۹۲۵ منتشر گردید. ماجراهای این کتاب در نیویورک و لانگ آیلند و در تابستان سال ۱۹۲۲ اتفاق میافتند. داستان دورانی را توصیف میکند که فیتز جرالد خود آن را دوران موسیقی جاز یا عصر جاز مینامید.
ایالات متحده آمریکا در سالهای ۱۹۲۰ بهدنبال شوک و هرج و مرجی که جنگ جهانی اول بوجود آورده بود از رشد اقتصادی بیسابقهای بهرهمند گردید. شکوفایی اقتصادی و ثروتی که این شکوفایی بهدنبال داشت باعث آن شد که بر تعداد میلیونرهای جامعه آمریکایی دم به دم افزوده گردد. علاوه بر این از آنجا که در همان سالها قانون منع تولید و فروش مشروبات الکلی در ایالات متحده آمریکا حکمفرما بود، عدهای از راه تولید و توزیع قاچاق اینگونه مشروبات ثروتهای باد آوردهای را به چنگ آوردند.
گتسبی بزرگ هم اکنون یکی از بزرگترین رمانهای آمریکایی به شمار میآید و آنرا در مدارس و دانشگاههای سراسر جهان (در رشته ادبیات آمریکا) بهعنوان یکی از کتب استاندارد تدریس مینمایند.
منبع توضیحات : ویکی پدیا

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفته دگر خاک شده است
می نوش و گلی بچین که تا در نگری
گل خاک شده است سبزه خاشاک شده است (خیام)